آرتاآرتا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

یه دونه پسر قند عسل

بعد از ماهها دوری

واای سلام عروسکم بالاخره وقت کردم بیام برات بنویسم. نزدیک 4 ماههه که نذاشتی مامان بیاد بلاگت رو آپ کنه. جونم برات بگه که شما شدی عشق مامان. الان 5 ماه و 12 روزته ماشالا واسه خودت شدی یه پارچه آقا. الان واسه خودت غلت میزنی. یعنی از پشت که خوابیدی سریع دمر میشی ولی برعکس هنوز نه! اولین بار تو سه ماه و 20 روزگی غلتیدی و دل مامان و بابا رو آب کردی. چون جمعه بود و بابایی هم خونه بود. اول اون تورو دید که دمر شدی. اشیا رو خیلی خوب تو دستت میگیری ماشالا... خیلی جیغ میزنی ... تا 5 دقیقه تنها میمونی شروع میکنی به جیغ کشیدن... من که میامم پیشت میخندی و آروم میشی. کلا دوست داری همیشه یکی پیشت باشه. همچنان کم خوابی هرچی بقیه گفتن صبر کن 40 روزگی...
4 مرداد 1391

اولین کلمه ای که به زبان آوردی !!!!

هورااااااااااا گلکم؛ دیروز که منزل مامانی بودیم، شما تو اتاق تنها بودی و داشتی غرغر میکردی که یکی بیاد پیشت. آخه اصلا تنها نمیمونی شیطونکم. بین همین غرها و گریه هات گفتی ماما....... و من رو ذوق مرگ کردی عشقم. دیروز شما هفت ماه و دوروزت بود. ایشالا که هفتاد سالگیت رو جشن بگیری.
25 فروردين 1391

خدایا هزاران بار شکرت ، به دنیا خوش اومدی دنیای ...

واای خدای من، واقعا نمیدونم چجوری میتونم احساسم رو بیان کنم. باورم نمیشه!!!! خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خدایا صدهزار مرتبه شکرت خدایا نمیدونم چجوری میتونم ازت تشکر کنم. زبانم قاصره از بیان احساسی که دارم.آرتای ناز من و بابا؛ سلام قشنگکم شما در روز شنبه 1390/11/22 ، 2012/02/11 قدم زیبات رو روی چشم من و بابا قرار دادی و به دنیا اومدی. در ساعت 1:05 صبح! حالا سر فرصت میام و خاطره ی قشنگ به دنیا اومدنت رو برات مینویسم. ولی الان میخوام برات بگم که امروز که شما روز هفتمت هست اولین حمومت رو با مامانی رفتی و نافت هم امروز افتاد! مبارکت باشه قشنگکم.
28 دی 1390

عزیز دل مامان و باب اسم قشنگت مبارک

سلام آرتا جونم!!! بله پسرم؛ بالاخره اسم شما مشخص شد. دیشب با بابایی تصمیممون رو گرفتیم و اسم زیبا و با معنی آرتا رو واسه شما انتخاب کردیم. امیدوارم که خودتم ازش خوشت بیاد قند عسلم. کوچولوی من دشب زندایی مژده زنگ زده بود و راجع به عمل دایی کامی داشت حرف میزد. دایی فردا عمل جراحی واریکسل داره. پروستات داره گویا. عمل سرپاییه ولی توروخدا تو که بهشتی هستی و پاک پاک واسه دایی و زندایی دعا کن. طفلکی زندایی گریش گرفته بود و از من خواست که واسشون دعا کنم من که خودم رو لایق نمیدونم خدا حرفم رو گوش کنه ولی از تو که الان به خدا نزدیکتری میخوام که هم دایی و زندایی رو و هم همه ی کسایی رو که منتظر نینی هستن رو دعا کنی. قربونت بره مامانی ...
20 دی 1390