آرتاآرتا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

یه دونه پسر قند عسل

بعد از مدتها یه پنجشنبه جمعه ی شاد رو گذروندی

این هفته پنجشنبه شب وقتی بابا محمود از آرایشگاه برگشت و موهاش رو کوتاه کرد و یه دوشی هم گرفت و ریشهای یک ماهش ( به دلیل امتحانات وقت نداشت بزنه!! ) رو زد؛ ساعت 10:30 شب بود که رفتیم پارک جوانمردان و تو یه دل سیر بازی کردی عشقم   جمعه ظهر ناهار بالا بودیم ؛ عمو محمد اینا هم بودن. مامان کدبانوت! وقتی شما با بابایی رفتی کارواش مایه کتلت رو آماده کرد و بالا اعلام کرد که شب بریم پارک کتلت بخوریم بازم شما یه دل سیرتر بازی کردی ...
1 تير 1392

عزیز دل مامان و باب اسم قشنگت مبارک

سلام آرتا جونم!!! بله پسرم؛ بالاخره اسم شما مشخص شد. دیشب با بابایی تصمیممون رو گرفتیم و اسم زیبا و با معنی آرتا رو واسه شما انتخاب کردیم. امیدوارم که خودتم ازش خوشت بیاد قند عسلم. کوچولوی من دشب زندایی مژده زنگ زده بود و راجع به عمل دایی کامی داشت حرف میزد. دایی فردا عمل جراحی واریکسل داره. پروستات داره گویا. عمل سرپاییه ولی توروخدا تو که بهشتی هستی و پاک پاک واسه دایی و زندایی دعا کن. طفلکی زندایی گریش گرفته بود و از من خواست که واسشون دعا کنم من که خودم رو لایق نمیدونم خدا حرفم رو گوش کنه ولی از تو که الان به خدا نزدیکتری میخوام که هم دایی و زندایی رو و هم همه ی کسایی رو که منتظر نینی هستن رو دعا کنی. قربونت بره مامانی ...
20 دی 1390
1