آرتاآرتا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

یه دونه پسر قند عسل

22 ماهگی

زندگی من توی این ماه (آذرماه) شما دوبار مریض شدی به فاصله ی بسیار کوتاه یعنی طی دو هفته شما همش مریض بودی و دارو میخوردی .. آنتی بیوتیک و .. هم واسه این و هم اینکه خیلی بدغذایی کلی لاغر شدی قبلا به 12 رسیده بودی ولی الان که وزنت کردم 11200 بودی! همه هم میگفتن که لاغر شدی و خودم هم که بغلت میکردم خیــــــــــــــلی سبک شده بودی کاملا محسوس یه روز که خاله هانیه و مهیاس اومدن و با هم رفتیم خانه بازی موقع برگشت اومدن خونه ما من دیدم ماشالا مهیاس خیلی خوب و زیاد هم غذا میخوره هم میوه و ... هیچی دیگه خیلی از دست تو عصبانی شدم فعلا این یه عکس رو از اونروز داشته باش که مهیاس دوباره لپای خوشگلت رو گــــــــــــــــــاز گرفت اتفاقا...
29 آذر 1392

سخت ترین مریضی ات تا الان (تب شدید)

سلام پسری قند عسلم الهی من قربونت برم که یه هفتس مریضی سخت! تب شدید 40 درجه، اسهال، سوزش مقعد به خاطر استعمال زیاد شیاف!، دونه های قرمز کل بدن بخ خاطر استعمال پنی سیلین! هفته ی پیش سه شنبه من با بابا رفتیم دندونپزشکی به خاطر درد شدید دندونی که داشتم و شما پیش مامان جون و پدرجون موندی وقتی برگشتم و عصب کشی کرده بودم حال خوشی نداشتم و درد هم داشتم.   شب قرار شد که اگه اذیت شدم و شما هم اذیت کردی بری پیش مامان جون ... متاسفانه شب بدی بود و شما نمیخوابیدی و گریه های شدید میکردی و به هیچ صراطی هم مستقیم نبودی! گفتیم شاید گرمته چون بابا بعلت امتحانا هنوز کولر رو راه ننداخته بود و خیــــــــلی هم گرم بود. اجبارا بابا ز...
29 خرداد 1392
1