آرتاآرتا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

یه دونه پسر قند عسل

19 ماهه شدن و مهمان ی خاله مریم مامان کارن

خوب حالا یکم از 19 ماهه شدنت بگم عسلم! شما دیگه الان یکماهی هست که کاملا درست حرف میزنی! همه چی میگی ماشالا ... همه میگن زود به حرف افتادی ولی خوب دو تا از دوستات (بنیتای خاله نیکتا و مهیاس) الان جمله های درست میگن ... شما کلمات رو درست میگی و جمله دو کلمه ای هم گاهی میگی .. مثلا بیا بریم؛ پاشو برو به اون یکیش میگی اونگلیش و به مبینا میگی مدیدا بقیه چیزا رو درست میگی ... به چیزای خوراکی گاهی میگی گوبابا مثلا بیسکوییت؛ کاکائو اولش که یادت نمیاد میگی گوبابا بعد که من درستش رو میگم تو هم میتونی بگی را میری به خودت میگی پسرم ؛ عسلم پازل هات رو که خیلی وقته درست بلدی انجام بدی ماشالا ولی رنگارو هنوز خوب نمیشناسی ... قبلنا به هر ...
1 مهر 1392

صدا کردن من

پسریم الان دو روزه که هر کاری با من داری صدام میکنی .. میگی ماما منم دلم ضعف میره و میگم جانم مامان بعد کارت رو میگی از بعد از مریضیت که از خونه مامانی اومدیم خونه این کارت رو شروع کردی. یعنی از دوشنبه 27 خرداد الان تقریبا همه چیو میگی به زبون خودت؛ دیگه بیشماره ولی تا جایی که یادم بیاد مینویسم: محمود : منود ........... خشک : چخ! .............. خیار : اکی!!! .......... عطی : عطی چرخ: چخ ............... شوت  ...............  بی بی انیشتین : ابی به ........ پلو : پو عقب : عبق ........... ...
30 خرداد 1392
1