تولد بابایی
سلام پسر گلم. خوبی مامانی؟
امروز پنجشنبه 28 مهرماه نوده عزیزکم. پریروز تفلد بابا محمودی بود.
راستش چون واسه بابا کادویی نگرفته بودیم ( من و شما) تصمیم گرفتم که خودم واسش یه کیک تولد بپزم!
ولی حیف که خوب از آب در نیومد
عصری مامی جون و مامانش زنگ زدند و گفتند که یه سر میان به بابایی بزنن! خاله ی بابا هم زنگ زد و بهش تبریک گفت. منم شام کتلت درست کردم.
خلاصه الکی الکی یه تفلدی واسه بابا گرفتیم! خاله ی بابا 30 تومن کادو فرستاده بود. مامانی بابا واسش یه پیسوز و دوری قدیمی آورد و مامی جون هم یه شاخه گل قشنگ
راستی شما هم وقتی بابا سرکار بود بهش اس ام اس دادی و برای اولین بار تفلدش رو تبریک گفتی!
خوش به حال بابا که هر سال به یه نحوی تولدش برگزار میشه و عکس میگیره!
واسه من هرسال به یه بهانه ای نمیشه که بشه امسال هم روز قبل از تفلدم از وجود شما تو وجودم آگاه شدیم و به کل دیگه تولد من به دست فراموشی سپرده شد
خیلی مراقب خودت باش و حسابی از وجودم به خودت برس و الان که به خدا نزدیکتری سفارش من و بابایی رو بکن!
بوووووووووووس


تولد بابایی
