چه زود میگذره!!!
بعد از مدتها اومدم یه سر به وبلاگت بزنم دیدم وااای انگار بیش از یکساله که سر نزدم و برات ننوشتم 😞 عجب مامان بی معرفتی ام نه؟؟؟

الان تیکرت رو که دیدم نوشته بود دوسال و ده ماه و یازده روز ... خدایا شکرت هزار و یک مرتبه شکرت
من هر روز خدارو بابت داشتن تو زیبای نازنینم شکر میکنم
راستش تو این یکسال اتفاقات زیادی افتاده که نمیدونم چجوری بگم البته مطمئنا خیلیهاشو حتی یادم هم نمیاد
مهمترینش فکر میکنم دخترعمودار شدنت باشه .. بله شهریور ماه درسا دخترعموت بدنیا اومد
خداروشکر میکنم که اتفاق بدی الان یادم نمیاد که افتاده باشه
این اولین چشم چشم دوابرویی هست که کشیدی زیبای من 😘


ایشالا ازین ببعد بیشتر سر میزنم و مینویسم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چه زود میگذره!!!
