مریض شدن بابایی
سلام پسملیه من خوبی مامانی؟ امیدوارم که همیشه سالم و خوب باشی عزیز دلم
امروز اتفاقای زیادی افتاد که مهمترین مریض شدن بابا محمود بود، ولی حالا از صبح برات توضیح میدم:
صبح اول رفتم دندونپزشکی. آخه دندونه مامانی 2 روزه که درد گرفته و بعلت اینکه شما تو دل مامان هستی نشد عکس بندازم و دکتر موقتا پانسمانش کرد، روز اول خوب بود ولی از دیروز دوباره درد گرفت. حالا امروز دکتر آنتی بیوتیک نوشت تا 5شنبه بخورم ببینم چی میشه. گفت اصلا هیچ ایده ای نداره که چی کارش باید بکنه.
بعد رفتم واکسن کزاز زدم. الانم دست چپم خیلی درد داره
عصر هم که بابایی اومد، زیپش باز بود و دوید تو دستشویی . گفت که از ظهر گلاب به روت اسهال گرفته. من هم خیلی نگران شدم که نکنه خدای نکرده وبا باشه.
سریع براش آب سیب گرفتم و با کمی عرق نعنا دادم خورد و بعد هم کته گذاشتم و با ماست و نعنا خورد و با مامان طاهره رفتن بیمارستان میلاد. هرچی اصرار کردم منم برم گفتن نه . به خاطر شما عزیزکم گفتن که محیط بیمارستان آلوده است و ممکنه مریض بشم. اورژانسی واسش آزمایش نوشتن.
الان که باهاش صحبت کردم، آز رو داده و نتیجه اش 2 ساعت دیگه آماده میشه.
پسرکم از همون جایی که هستی واسه بابایی دعا کن که ایشالا چیز مهمی ( زبونم لال ، خدای نکرده وبا ) نباشه و زودی خوب بشه و بیاد پیش ما. صحیح و سالم ایشالا.
تو به خدا نزدیکتر و پاک پاکی خدا دعات رو حتما قبول میکنه. مامان خیلی نگران باباییه.
..... پسرم جواب آز بابا رو گرفتیم . خداروصدهزار مرتبه شکر که مشکلی نبود و یه عفونت ساده بود. میدونم که از دعای شماست عزیزکم.


مریض شدن بابایی
