آرتاآرتا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

یه دونه پسر قند عسل

اولین عروسی که رفتی

1391/6/29 11:17
نویسنده : مامان عطی
115 بازدید
اشتراک گذاری
پسرم دیشب شما برای اولین بار رفتی عروسی

عروسی فاطمه دخترعموی بنده. چون عروسی راهش دور بود ( نوبنیاد ) و شما تازه از خواب بیدار شده بود قبل از رفتن. توی راه خیلی اذیت کردی. تو کریر نمیموندی و میخواستی بیای بغل.
منم که نمیتونستم با اون سر و وضع بغلت کنم خلاصه کلی گریه کردی و کلی هم من با شعر و قصه آرومت کردم تا خوابت برد.
توی سالن هم همش میخواستی خوردنیهای روی میزو برداری و پرت کلی! خلاصه اونجا هم نذاشتی بفهمیم چی به چیه! البته خیلی هم دیر رسیدیم. تقریبا یک ربع قبل از شام رسیدیم.
موقع برگشت توی ماشین تخت خوابیدی و ما رفتیم بنی هاشم پوشک برات خریدیم
وای خدای من؛ پمپرز شده 66تاییش 37 هزارتومن. آقاهه میگفت هفته ی پیش 31 بوده و الان که دلار رفته بالا این هم رفته بالا.
وقتی رسیدیم خونه، شما سرحال از خواب بیدار شدی و تا 2 پدر مارو درآوردی. مگه میخوابیدی؟. همش جیغ و گریه. کلی که وول میخوردی، تا میومد خوابت ببره بیدار میشدی و گریه میکردی.
خلاصه دیگه 2 بود که خوابیدی.
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)